گزنفون ( مترجم : وحيد مازندرانى )
27
لشكر كشى كوروش يا بازگشت ده هزار نفر ( فارسى )
در هر كوى و برزنى رفتوآمد مىكردند . از قرار معلوم كوروش دلبستگى تام به جلوهء طبيعت داشته ، كاخهاى وى در سارديس و سلانه بوسيلهء پاركهاى زيبا احاطه شده بود . مىگويند نقشهء باغ كاخ سارديس را شخصا كشيد و درختان آنجا را بدست خود كاشت . كوروش متأهل نشده بود اما در حين اين لشكركشى دو زن زيباروى يونانى را همراه داشت ، جوانتر اهل ميلت بود ، نامش نامعلوم . اين بانو هنگام دستبرد قشون شاهى به اردوگاه كوروش چالاك به چادر گارد يونانى گريخت . اما مسنتر كه اهل فوسه « 1 » بود كوروش او را اسپازيا مىناميد . وى بدست دشمن افتاد و تحويل حرمسراى شاهى شد و بطورى كه پلوتارك مىنويسد بعدا اين بانو عامل معصومى در سقوط داريوش ( سوم ) بزرگترين پسر اردشير دوم گرديد . بعلاوه رفت و آمد ملكهء كيليكيه به اردوگاه كوروش انگيزهء شايعاتى شده بود و همه ميدانستهاند كه كوروش محبوب مادرش پريزاد بوده است . هيچ يك از افراد خاندان هخامنشى عامل اين همه ارتباط و نزديكى بين دو جهان ايرانى و يونانى نشده بود و هيچ كدام از آنها نيز به اين اندازه در ميان يونانيان طرفدار و ستاينده نداشته است . ازاينرو اگر نبرد كوناكسا نتيجهء معكوس نمىداشت و فتح با كوروش شده بود چه دوستى و روابط دامنهدارى كه بين دو قوم ايرانى و يونانى پىريزى نمىشده است .
--> ( 1 ) - ولايتى در آسياى صغير . م